تبليغاتX
ماه دوازدهم
ماه دوازدهم
گفتم فقیری یا ثروتمند ؟

 

 

گفت : فقيرم .

گفتند : نيستي .

گفت : فقيرم ! باوركنيد .

گفتند : نه ! نيستي .

گفت : شما از حال و روز من خبر نداريد .

و حال و روزش را تعريف كرد. گفت كه چقدر دستهايش خالي است و چه سختي هايي شب و روز مي كشد .

ولي امام هنوز نگاهش مي كردند.

گفت : بخدا قسم كه چيزي ندارم .

گفتند : صد دينار اگر به تو بدهم حاضري بروي و همه جا بگويي از ما متنفري؟ از ما فرزندان محمد (ص).

گفت : نه ! بخدا قسم نه .

- « هزار دينار؟ »

- نه ! بخدا قسم نه .

- دهها هزار ؟

- نه ! باز دوستتان خواهم داشت .

- گفتند : چطوري مي گويي فقيري ، وقتي چيزي داري كه به اين قيمت گزاف هم نمي فروشي ؟

« چطور مي گويي فقيري وقتي كالاي عشق به ما در دارايي تو هست ؟»

 

پ.ن: ترجمه­اي آزاد از امالي شيخ صدوق ، ج 7 ، ص 147/ به قلم فاطمه شهيدي

|+| نوشته شده توسط منتظر در شنبه بیست و چهارم آذر 1386 ساعت 14:43 |